ملت شريف ايران نتايجي كه براي دهمين دوره از انتخابات رياست جمهوري اعلام شد بهتآور است. مردمي كه در صفهاي طولاني اخذ راي شاهد تركيب آرا بودند و خود ميدانند كه به چه كسي راي دادهاند با حيرت تمام به شعبدهبازي دستاندركاران انتخابات و صدا و سيما نگاه ميكنند، آنان بيش از هميشه به دنبال آن هستند كه بدانند، چگونه و توسط چه كساني و مقاماتي طرح اين بازي بزرگ ريخته شده است. اينجانب ضمن اعتراض شديد به روند موجود و تخلفات آشكار و فراوان روز انتخابات هشدار ميدهم كه تسليم اين صحنهآرايي خطرناك نخواهم شد.
نتيجه آنچه كه از عملكرد متصديان بيامانت ديدهايم و ميبينيم جز تزلزل اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و حاكميت دروغ و استبداد نيست. اينجانب طبق وظيفه شرعي و ملي خويش به افشاي رازهاي پشت سر اين روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابودكننده آن را بر سرنوشت كشور توضيح خواهم داد. و ترس آن دارم كه ادامه وضع موجود همه نيروهاي مؤثر در نظام را به توجيهگراني دروغگو در مقابل مردم تبديل كند و دنيا و آخرت آنان را در معرض لطمههاي جبران ناپذير قرار دهد.
به مسئولان توصيه ميكنم پيش از آنكه دير شود اين روند را فوراً متوقف كنند و همگي به خط قانون و امانتداري از آراي ملت بازگردند و بدانند كه خروج از عدالت، مشروعيت زداست. آنان بيش از هركس ديگر، از اين حقيقت باخبرند كه در اين كشور، انقلابي بزرگ و اسلامي صورت گرفته است.
كمترين پيام انقلاب ما اين است كه مردم آگاهند و در برابر كساني كه با تقلب روي كار بيايند تمكين نخواهند كرد. اينجانب از همين فرصت استفاده ميكنم و ضمن تشكر از عواطف ملت بزرگوار ايران به آنان تذكر ميدهم كه ايران، اين موجود آسماني، متعلق به آنان است و نه متقلبان.
اين آنان هستند كه بايد با هوشياري خود از آن حفاظت كنند. خائنين به آراي مردم ابايي از آن ندارند كه اين خانه پارسايان به آتش كشيده شود. ما موج عقلانيت سبز خود را كه برگرفته از تعاليم ديني و علايق ملت ما به اهل بيت پيامبر(ص) است با تمامي شور ادامه ميدهيم و با شورش دروغ كه در كشور طغيان كرده و چهره آن را آلوده است، مبارزه ميكنيم، اما اجازه نخواهيم داد كه حركات ما شكل كور به خود بگيرد.
جا دارد از يكايك شهرونداني كه براي رساندن اين پيام سبز هر كدام ستادي بودند و تمامي ستادهاي مردمي و رسمي كه در انتخابات فعاليت ميكردند سپاسگزاري كنم و تأكيد نمايم كه تا رسيدن به نتيجهاي كه كشور ما لايق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نياز است.
وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّل ميرحسين موسوي
"سلام دوستان
امروز یکی به من زنگ زد و یک سره فحش داد (خیلی رکیک بود)
من نشناختمش (اگه شما میشناسید بگید) ولی هر کی میخواد میتونه بهش زنگ بزنه و فحش بده یا حد اقل دو تا فوت کنه تا دلمون خنک بشه
اینم شمارش: ۰۲۶۱۶۳۹۹۸8۴
زنگ بزنید حلاله"
tanx a lot
از 6 ماه پیش شروع کرده بودم به جمع کردن پولام تا بتونم یه گوشی مدل بالا بخرم. از شکم و خورد و خوراکم می زدم تا بتونم زودتر بخرمش، با اتوبوس می رفتم مدرسه و پیاده برمی گشتم،تا شاید یه مقدار جلوی خرجهای اضافی رو بگیرم.
از اون موقع دور فیلم و لباس نو و کفش و خیلی چیزا رو خط کشیدم، حتی تو وصل شدن به اینترنت هم صرفه جویی می کردم، چه برسه به خوراکی و وسایل فانتزی.
هر چند وقت یکبار به سایتها سر میزدم و قیمت گوشی رو چک می کردم و چقدر خوشحال می شدم که قیمت گوشی 5 هزار تومن کمتر شده بود!!! پیگیر اخبار بودم ویکی دیگه از چیزایی که خوشحالم کرد کاهش تعرفه واردات تلفن همراه بود که شاید باعث افت قیمت گوشی بشه.
که یه هو انگار یکی زد پس کلم و گفت کجای کاری؟
داستان از اونجا شروع شد که یه روز داشتم با اتوبوس از کلاس زبان میومدم خونه( که البته قبلا پیاده میومدم ولی خداییش هوا خیلی سرد بود و مجبور شدم)و داشتم صفحه حوادث جام جم رو میخوندم(پول روزنامه و مجلرو بعد با خونواده حساب میکنیم)که یه چیزی توجهم رو جلب کرد،کنارم یه برادر افغانی با لهجه شیرین صحبت میکرد،اول فکر کردم با رفیقش که صندلی روبرویی نشسته داره حرف می زنه، که یهو گفت:"خداحافظ"
نمی دونم باور کنین یا نه ولی وقتی نگاه کردم، تو دستش همون گوشیی بود که می خواستم بخرم. خشکم زد ولی برای اینکه تابلو نباشه سرم رو بیشتر تو روزنامه فرو کردم. با خودم گفتم: خاک تو سرت که داری اینهمه عذاب میکشی اونوقت یه افغانی تو کشورت همون چیزی رو داره که تو داری حسرتشو می بینی.
نمی دونم این بلاییه که خودمون سر خودمون اوردیم یا شاید هم استکبار جهانی سر ما اورده!!!، ولی هر چی هست ما باید به همچین تصاویری عادت کنیم.

